درباره من : اشکچه بودم در بچگی ..
اشکبوس ام ، اشکدوس ، از اشکانیان ، ز نواده اشک اول ..
چند وفته اشکدونیم پاره شده ، اشک ندارم ، اشکیاریم کن ای اشکدوست ، که اشکمالِ تو ام ، از زمان اشکانیان بود که اشکسازها به کار افتادند ، تا الآن که سوختند و اشکبارها تمام شدند ..
اشکبند می بندند مردم این روزها که اشککی نیاید ز اشکراهشان ..
اشکریزان بودم ؛ بعر از این اشکبندی اشکرودم ، نیز اشکباران میشم ..